تاریخچه بزرگان کشتی
سایت ورزش محبوب کشتی تقدیم می کند تاریخچه بزرگان و مشاهیر کشتی
۱-محمد بنا
۲-رسول خادم
۳-محمد صادق فرش آرا(رستم زنده)
۴-پوریای ولی
۵-عبدالله موحد
۶-ابراهیم جوادی
7-امامعلی حبیبی
8-غلامرضا تختی
محمد بنا
محمد بنا زادهٔ پانزده مرداد 1337 و مربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی ایران است. تیم ملی کشتی فرنگی ایران در مسابقات المپیک لندن با هدایت وی موفق به کسب ۳ مدال طلا و قهرمانی تیمی المپیک شد که در تاریخ ورزش ایران بیسابقه بود وِی همجنین از سوی فدراسیون جهانی به عنوان بهترین مربی جهان شناخته شد. بنا تنها مدال جهانی ایران در وزن ۶۸ کیلوگرم کشتی فرنگی و اولین مدال جهانی کشتی فرنگی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ را در سال ۱۹۸۳ به دست آورد. وی در فینال وزن ۶۸ کیلوگرم در مقابل تاپیوسی پیلا کشتیگیر فنلاندی شکست خورد و به مدال نقره رسید. در همین دوره از مسابقات به علت اینکه بیژن سیف خانی کشتی گیر گیلانی وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی فرنگی ایران با رابینسون کوناشویلی کشتی گیر اسرائیلی کشتی گرفت و با نتیجه ۷ بر۴ وی را شکست داد، تیم پرامید کشتی آزاد بدون شرکت در مسابقات به تهران بازگردانده شد.بنا در دو مقطع مربی تیم ملی کشتی فرنگی ایران شده و موفقیتهای قابل توجهی را با این تیم کسب کرده و یکی از برجستهترین مربیان کشتی جهان به شمار میرود. بنا اول بار در سال ۲۰۰۵ هدایت این تیم را بدست گرفت. روشهای کاری او به قدری مورد توجه کارشناسان قرار داشت که حتی گرم کردن ورزشکاران توسط او نیز مورد فیلمبرداری قرار میگرفت. با هدایت او تیم ملی کشتی فرنگی ایران ۳ سال پیاپی صاحب مدال طلا در رقابتهای قهرمانی جهان شد.بنا در سال ۲۰۰۷ در پی اختلاف با محمدرضا یزدانی خرم رئیس فدراسیون کشتی از مربیگری تیم ملی برکنار شد اما پس از شکست سنگین تیم ملی کشتی ایران در المپیک پکن دوباره مربی این تیم شد و توانست تیم ملی ایران را در مسابقات جهانی ۲۰۰۹ با یک مدال طلا و سه مدال برنز به مقام دوم جهان برساند. این اولین بار بود که کشتی فرنگی ایران روی سکوی جهانی قرار میگرفت، در حالیکه ۵ کشتیگیر این تیم برای اولین بار در مسابقات جهانی حاضر میشدند. در سال ۲۰۱۰ در جام جهانی کشتی در ارمنستان، تیم ملی کشتی فرنگی ایران با هدایت بنا برای نخستین بار قهرمان جام جهانی شد. در همین سال این تیم با ۴ مدال طلا و یک مدال برنز به مقام نخست بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو رسید که بهترین نتیجهٔ کشتی فرنگی ایران در بازیهای آسیایی پس از بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران (۸ طلا و یک نقره در ده وزن) محسوب میشد. تیم ملی کشتی فرنگی ایران در مسابقات جهانی سال ۲۰۱۱ در ترکیه با سرمربیگری محمد بنا علی رغم حضور نداشتن حمید سوریان با کسب دو طلا و یک برنز بر سکوی سوم جهان تکیه زد. در این سال محمد بنا به عنوان بهترین مربی سال کشتی فرنگی انتخاب شد.
المپیک ۲۰۱۲ لندن
در المپیک ۲۰۱۲ لندن تیم کشتی ایران با مربیگری محمد بنا، برای اولین بار در تاریخ کشتی فرنگی قهرمان المپیک شد. در این المپیک تیم ایران علی رغم ناداوری ها با درخشش حمید سوریان، امید نوروزی و قاسم رضایی صاحب سه مدال طلا شد و به مقام نخست تیمی دست یافت. گفتنی است که ایران پیش از این نتوانسته بود در رشتهٔ کشتی فرنگی به مدال طلا برسد. بعد از این قهرمانی وی در اظهارنظری اعلام کرد که از دنیای کشتی خداحافظی خواهدکرد.[۵]وزیر ورزش ایران در پی موفقیت محمد بنا درخواست نشان لیاقت و ۱۰۰ میلیون تومان پاداش نقدی را برای وی کرده بود. این مسئله با واکنش محمد بنا مواجه شد و در جواب چنین گفته است:من دنبال این چیزها نیستم، نشان لیاقتم را از مردم گرفتهام و فقط میخواهم که چیزهایی که برای من در نظر گرفتهاند را به سعید عبدولی بدهند.
کناره گیری از ورزش
وی در روز ۱۸ دی ۱۳۹۱ در اعتراض به آنچه «بی توجهی به این رشته» خوانده، طی نامه ای به سرپرست فدراسیون کشتی ایران، جدایی خود را از تیم ملی کشتی فرنگی اعلام کرد. محمد بنا در نامه خود نوشته است : «در شرایط کنونی، نه تنها امکانات ویژه ای برای ورزش اول ایران در نظر گرفته نشده ، بلکه بی توجهی ها به اوج رسیده و مشکلای بسیاری سد راه موفقیت کشتی فرنگی است».
واکنش ها به کناره گیری
پس از استعفای محمد بنا، خلیل رشید محمدزاده هم از سمت سرمربیگری تیم نوجوانان کشتی فرنگی استعفا کرد. همچنین ساعتی بعد، امید نوروزی دارنده مدال طلای ۶۰ کیلوگرم المپیک لندن گفت که کشتی فرنگی ایران در جام جهانی زنگ تفریح خواهد شد. رسول جزینی مربی تیم ملی گفته است که او به دستور محمد بنا تا جام جهانی با ایرج اسفندیاریفر، محمدعلی چمیانی و شیرزاد، هدایت کادر فنی را بر عهده خواهد داشت اما «وضعیت کار پس از آن مشخص نیست». محسن طاهری مربی تیم ملی کشتی فرنگی هم به خبرگزاری فارس گفت: با رفتن بنا از تیم ملی کشتی فرنگی امیدی به بهبود وضعیت این تیم نداریم و از لحاظ اخلاقی نیز درست نیست در غیاب وی با تیم ملی همکاری داشته باشم. حسن رنگرز نایب رئیس فدراسیون از عدم موافقت با استعفای محمد بنا صحبت کرده، اما مشخص نیست با توجه به آماتور بودن رشته ورزشی کشتی، این عدم موافقت چه ضمانتی خواهد داشت. عارف ربطی، دبیر فدراسیون کشتی، حق را به محمد بنا داده و گفته است: بنا قبلاً نگرانیهایش را مطرح کرده بود که بهحق هم بود. او چیزی برای خودش نمیخواهد، به هر حال این تیم قهرمان المپیک شده و نیاز به امکانات دارد.
رسول خادم:
رسول در دوران مدرسه به كشتي علاقمند شد و كشتي را بهمراه برادربزرگترش اميررضا آغاز كرد.
اين دو برادر كشتي را زير نظر محمد خادم پدر خود و دارنده مدال نقره وزن 63 كيلوگرم رقابتهاي 1962 توليدو آمريكا شروع كردند.
خادم بعنوان نخستين حضور خود در رقابتهاي رسمي، در رقابتهاي نونهالان در سال 1363 در وزن 38 كيلوگرم قهرمان ايران شد.
وي نخستين بار درسال 1365 جواز حضور در جام تختي را بدست آورد.
خادم نخستين بار در رقابتهاي اميدهاي جهان در شهر اولان باتور مغولستان در وزن 68 كيلوگرم به مدال برنز دست يافت. وي پيش از اين نخستين بار با تيم خراسان در تورنمنت ياشار دوغو در سال 1367شركت كرده بود.
رسول در بازيهاي آسيايي 1990 پكن صاحب مدال نقره شد.وي در رقابتهاي جام دانكولف در سال 1369 درخشيد و ستاره بزرگ كشتي چك واسلواكي ژوزف لوهينا در وزن 82كليو گرم را شكست داد.
رسول در سال هاي حضور خود در تيم ملي در پنج وزن براي تيم ملي كشتي گرفت.
بخشي از افتخارات رسول خادم:
1-1991چك: مدال طلاي اميدهاي جهان در وزن 82 كيولگرم
2-1991دهلي نو: مدال طلاي رقابتهاي قهرماني آسيا
3-1992بارسلون: مدال برنز المپيك با شكست صباح الدين از تركيه وگشتوتنر از آلمان
4-1993 اولان باتور: مدال طلا قهرماني آسيا باصعود به وزن90 كيلوگرم
5-1994استانبول: مدال طلاي رقابتهاي جهاني با شكست ليمونتا از كوبا، كورتانيدزه از گرجستان داگلاس از امريكا و خادارتسف از روسيه
6-1995چهارمين طلاي آسيا در مانيل
7-1995طلاي رقابتهاي جهاني آتلانتا با شكست مورتاز علي يف و خادراتسف
8-1996 پنجمين طلاي آسيا در چين
9-1996قهرمان المپيك آتلانتا با پيروزي مقابل جامبولات تديف و خاردارتسف در سومين فينال پياپي
10-1998 مدال نقره رقابتهاي جهاني تهران با شكست الكسي مدويدف در وزن 130 كيلوگرم
رسول خادم در دوران كوتاهي در زمان رياست طالقاني مديريت بخش فني كشتي را بر عهده گرفت و با تيم ايران قهرمان آسيا شد.
ايشان در حال حاضر مدير تيمهاي ملي و امور فني هستند و با تيم ملي كشتي آزاد در مسابقات آسيايي كره جنوبي و جام جهاني آذربايجان در سال 2012 به مقام قهرماني دست يافت.
خادم با مدرك كارشناسي ارشد در دو دوره اخير عضو شوراي اسلامي شهر تهران است ودر حال حاضر ريس كميسيون برنامه و بودجه اين شورا است.رسول خادم در روز 20 دی ماه سال 90 از سوی حجت اله خطیب سرپرست فدراسیون کشتی بعنوان مدیر تیمهای ملی و امور فنی انتخاب شد.
براي رسول كشتي ايران آرزوي سلامتي و موفقيت داريم.
محمد صادق فرش آرا(رستم زنده):
از جمله مرداني كه همواره نام او به بزرگي و نيكي ياد ميشود، پهلوان "محمد صادق بلورفروش" است.
اين
پهلوان و استاد ورزش باستاني عصر قاجار و پهلوي از آن جهت به بلورفروش
شهرت يافته كه پدرش حاج محمد باقر ارس تاجر بلورجات بوده است.
پهلوان
"حاج محمد صادق بلورفروش" در سال 1300 قمري در تهران به دنيا آمد و از
همان دوران نوجواني و در سن 15 سالگي ورزش را زير نظر سيد علي مسجد حوضي و
ميرزا باقر از پيشكسوتان ورزش زورخانهاي آغاز كرد، نقل شده، در روزگاري كه
پهلوان بلورفروش نوجوان بوده نزد پدر به كار تجارت مشغول ميشود و از آنجا
كه نوجواني بسيار لاغر و از نظر جسمي ضعيف مينمود، روزي كه با پدر خود
سوار شتر بودند با پهلوان آقا سيد علي مسجد حوضي بر ميخورد، پس از سلام و
احوالپرسي حاج محمد باقر (پدر پهلوان صادق بلورفروش) از ضعف و لاغري پسرش
ابراز گله و ناراحتي ميكند. پهلوان مسجد حوضي هم ميگويد: محمد صادق را به
بيمارستان من بفرست - "منظور همان زورخانه مروي است كه مؤسس آن پهلوان آقا
سيد علي مسجد حوضي ميباشد" - تا خوبش كنم. از همان جا زندگي ورزشي اين
پهلوان نامدار و خداجو رقم ميخورد.
بعضيها معتقدند كه
پهلوان محمدصادق بلورفروش از غم دوري پهلوان حسن رزاز از دنيا ميرود چرا
كه او در سن 59 سالگي و درست قبل از چهلم پهلوان سيد حسن رزاز دعوت حق را
لبيك ميگويد در يكي از خاطرات پهلوان سيد حسن رزاز نيز نقل شده: حال
پهلوان رزاز در شب آخر كمي بهتر شد، طوري كه توانست كمي حرف بزند. رو به
خانواده و مهمانان كرد و گفت: چند دقيقهاي كه در خواب بودم آقا "شيخ
فضلالله نوري" را ديدم كه به عيادتم آمده است. شيخ به من گفت: برخيز با هم
برويم تا جايت را نشان بدهم. بلند شدم و همراه آقا راهي شديم.
به مكان خيلي وسيع و با صفايي رسيديم. در آن جا آقا شيخ فضلالله جاي مرا به من نشان داد، چه جاي با صفايي بود، چقدر با صفا بود...
مرحوم
رزاز پس از اين سخنان بلافاصله رو به پهلوان حاج محمد صادق بلورفروش كرده،
با خنده و شوخي ميگويد: خوشا به سعادتت حاجي! در بهشت هم دست از سرم
برنداشته بودي، حجره ات كنار حجره من بود و مقابل پلههاي ايوانش هم يك حوض
بود خوشا به سعادتت حاجي.
پهلوان صادق بلورفروش كه در عصر
خود به رستم زنده مشهور بود بسيار دست و دل باز بود و مردم دار. سفرهداري
او نزد ديگر پهلوانان، پيشكسوتان ورزش زورخانهاي و مردم كوچه و بازار
همواره زبان زد بود تا جائيكه تمام ميراث پدر را كه در آن زمان 800 هزار
تومان ميشد براي مردم و ورزشكاران خرج كرد. هميشه ورزش كردن او با اينكه
ساعتها طول ميكشيد همراه با گريههاي سوزناك براي اهل بيت حسين(ع) بود.
با سادات كشتي نميگرفت
احترام به سادات و قرار دادن آنان در بالاي گود به دستور پهلوان صادق بلورفروش صورت گرفت و در زورخانهها باب گرديد.
او
براي سادات احترام زيادي قائل بود، در زورخانه خودش، هميشه آنان را بر
ديگران مقدم ميداشت و چون پهلوان پايتخت بود دستور داده بود در تمام
زورخانههاي تهران، سادات بالاي دست همه، حتي ورزشكاران و پهلوانان
سالخورده بايستند و بچرخند. هيچ وقت هم ديده نشد با سادات كشتي بگيرد.
ميگفت: من كوچكتر از آنم كه با اولاد پيغمبر كشتي بگيرم! يك بار هم در سال
1297 هجري قمري در سفري به قم به زورخانه "حاج شعبانعلي" پاتوق ورزشكاران و
كشتي گيران بنام و بزرگ آن شهر ميرود در آن جا از وي درخواست كشتي
ميكنند ابتدا امتنا كرده و قبول نميكند اما پس از اصرار بسيار راضي
ميشود و حريف ميطلبد:
پهلوان سيد تقي كمالي پيش قدم ميشود
اما پهلوان صادق بلورفروش ميگويد: سيد! تو كه مرام مرا ميشناسي، من هيچ
وقت پنجه در پنجه اولاد پيامبر نمياندازم! معذورم بدار!
همچنين
از خاطرات فداكاريهاي او براي مردم آمده است: اسماعيل خان قزاق شرارت پيشه
كرده و در برخي محلات شهر تهران و درحال بدمستي به آزار و اذيت مردم
ميپرداخت.
يكي از روزها وقتي دكاندار محل از اين قزاق شرور
طلب حسابش را ميكند، اسماعيل خان يقه دكاندار را چسبيده و با نثار دشنام،
سيلي محكمي هم به صورتش ميزند.
دكاندار شكايت خود را نزد
پهلوان بلورفروش ميبرد و از او ميخواهد، حقش را زنده كند. پهلوان محمد
صادق، مرد قزاق را به زورخانه "كوچه غربيان" احضار ميكند و به او چنان درس
عبرتي ميدهد كه قول ميدهد ديگر نامردي را كنار گذاشته و از اين پس
شرافتمندانه زندگي كند! اين پهلوان نام آور در سال 1362 هجري - قمري چشم از
جهان فرو بست و در ضلع شمالي قبرستان نو، قبرستان حاج شيخ عبدالكريم مدفون
گرديد.
* مجتبي كمپاني
پهلوان پوریای ولی:
نفس با او، سر درشتي داشت
يك نفر، يك زمان دو كشتي داشت
عقل گفتا، كه تركتازي كن
عشق گفتش كه عشق بازي كن
عقل گفتا، بگير بازوبند
عشق گفتا كه عهد با او بند
عقل گفتا بر او شكست آور
عشق گفتا دلي به دست آور
عقل گفتا كمر شكن بايد
عشق گفتا اشك پيرزن آيد
عقل گفتا كه شهرهتر گردي
عشق گفتا كه كوجوانمردي
آنچه
از تاريخ پهلوانيها در ايران بر جاي مانده، شرح حكمتها و داستانهايي است
كه عليرغم بزرگي و تنومندي پهلوانان اين سرزمين، جملگي بر تواضع و فروتني
آنان صحه گذاشته است.
انسانهايي كه با عمل به آموختههاي ديني و فرهنگي، مورد اعتماد مردم واقع شدند و نامي نيك از خود به يادگار گذاشتند.
و
امروز يكي از ذخاير معنوي و فرهنگي كه از تاريخ كهن اين مرز و بوم براي
نسلهاي متمادي اين آب و خاك بر جا مانده همان رسم پهلواني و جوانمرديهاست
كه بسياري از آنان سينه به سينه از پدران و اجداد ما به نسل امروز رسيده
است.
اما يكي از شگفتانگيزترين حكايتهاي پهلواني در ايران
كه همچنان پس از قرنها نام او بر تارك اين ورزش ميدرخشد قصه زندگي
"محمدخوارزمي" معروف به " پورياي ولي" است .
پورياي ولي را بايد سجل احوال پهلوانان ايران ناميد. شخصيتي كه در نظر ورزشكاران اين رشته به "اولياءالله" معروف است.
جامي شاعر بزرگ معاصر پورياي ولي در كتاب خود "نفجاتالانس" او را در زمره "اولياء" شمرده است.
پهلوان
پورياي ولي در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري قمري ميزيسته و آنچه
در تاريخ آمده زمان وفات اوست كه در سال 723 هجري قمري از اين دنيا رحلت
ميكند. مهمترين خاطرهاي كه از دوران پهلواني پورياي ولي، پهلوان، عارف و
شاعر ايراني متخلص به قتالي به يادگار مانده است، كشتي معروف او با پهلوان
هندي در شهر خوارزم است.
گويند: از طرف هند پهلوان جواني به
قصد كشتي گرفتن با پورياي ولي به خوارزم ميآيد چون به آنجا ميرسد حاكم
خوارزم دستور ميدهد، در يك روز معين (جمعهاي) همه مردم در ميدان عمومي و
بزرگ شهر جمع شوند.
در شب نبرد، مادر پير پهلوان هندي كه با
همه ناتواني و به خاطر محبت به او به خوارزم آمده بود. مرتب فرزندش را مورد
نصيحت قرار ميدهد كه دست از اين مبارزه بردارد و به پهلواني شهر خود قانع
باشد و آبروي خود را نبرد.
اما پهلوان هندي از مادر خود مي
خواهد تا برايش دعا كند و به او ميگويد: دعاي تو به عنوان مادر قويتر از
زور و بازوي پورياي ولي است.
آن شب مادر پير پهلوان به مسجد ميرود و در گوشهاي به راز و نياز با خدا ميپردازد و همچنان فرزند خود را با اشك و آه دعا ميكند.
پورياي ولي هم كه مشغول خواندن نماز در مسجد بود صداي نالهها و دعاهاي پيرزن را شنيده و متوجه اشكهاي او ميشود.
پورياي
ولي با اينكه او را نميشناخت به سمت پيرزن رفته تا به او كمك كند. وقتي
از پيرزن ميخواهد كه مشكل خود را بگويد او همه ماجرا را براي پورياي ولي
تعريف ميكند و وقتي حرفهاي مادر پير را ميشنود منقلب شده و به او
ميگويد: مادر، فرزندت درست ميگويد، اين را بدان كه قدرت دعاي تو به مراتب
از زور و بازوي پهلوان اين شهر قويتر است من به شما قول ميدهم كه در اثر
اين دعا پسرتان بر پورياي ولي پيروز شود و پس از آن مسجد را ترك ميكند.
صبح
روز نبرد در حالي كه تمام مردم در ميدان شهر جمع شده بودند، شاه بر تخت
نشست و كشتي دو پهلوان را زير نظر گرفت. ابتدا پورياي ولي با چند كشتيگير
در افتاده و همه آنها را خاك ميكند و سپس به طرف پهلوان هندي رفته و همان
ابتداي كار ميفهمد كه پهلوان جوان در دست او خوار و زبون است. در آن لحظه
به ياد درددل و دعاي پيرزن افتاده و عمدا كاري ميكند كه پهلوان هندي پشت
او را خاك كند.
گويند: از همين جا بود كه پهلوان محمد خوارزمي
"پورياي ولي" شد و در آن لحظه كه به زمين افتاد همه كون و مكان را ديد و
آن چه نهفته و پنهان بود بر او آشكار گشت.
علي انساني شاعر ادبيات آييني و مرثيهسراي اهل بيت(ع) اين داستان را در مثنوي دو كشتي اين گونه به نظم درآورده است:
صبح جمعه رسيد و روز نبرد
سوي ميدان شهر روي آورد
پنجه در پنجه حريف افكند
كمر او گرفت و در جا كند
خواست تا كوبدش به رو به زمين
هاتفي از درون صدا زد، هين
هان كه مغلوب ما و من نشوي
غافل از حال پير زن نشوي
اشك او بين كه بر رخش جاري است
تير آه كمان قدان كاري است
زنده كن ياد پهلوانان را
تيغ اگر داشتي مبر نان را
نفس، سركوب كن يلي اين است
مكتب مرتضي علي(ع) اين است
دل در آن گير و دار يكدله كرد
از درون با خدا معامله كرد
ماند در حلقه يلان به يلي
نام آن فحل پورياي ولي
*مجتبي كمپاني
عبدالله موحد:
موحد دوران جواني به تهران آمد و كشتي را در باشگاه تهران جوان آغاز و پس به باشگاه دارائي رفت و تمرينات كشتي خود را زير نظر استاد رحمتالله غفوريان پيگيري كرد و خيلي زود به قله شهرت رسيد.عبدالله موحد سالهاي 1340 و 1343 در رقابتهاي قهرماني كشور در وزن چهارم به مقام قهرماني كشور دست يافت.موحد در چهار دوره مسابقات بين المللي كشتي آزاد طي سالهاي 1345 تا 1348 در تهران به مقام قهرماني دست يافت اما نخستين تجربه مسابقات خارج از كشور وي حضور در جام بين المللي و معتبر تفليس در سال 1962 ميلادي و كسب مقام قهرماني اين رقابتها بود.اسطوره بزرگ كشتي ايران نخستينبار در وزن چهارم تيم ملي در رقابتهاي جهاني 1965 منچستر به مقام قهرماني دست يافت. مجموعه مدالهاي طلاي اين نابغه بزرگ كشتي ايران طي سالهاي 1965 تا 1970 ميلادي با كسب 8 طلا در رقابتهاي المپيك ، جهاني و بازيهاي آسيايي منحصر به فرد شد.بزرگترين افتخار عبدالله موحد كسب مدال طلاي المپيك 1968 مكزيكوسيتي بود.پروفسور موحد كه نخستينبار در رقابتهاي جهاني 1963 صوفيه تحت هدايت نبي سروري و غفاري صاحب دوبنده تيم ملي شده بود آخرينبار در رقابتهاي جهاني 1971 (اينبار نيز در صوفيه) به مقام چهارم دست يافت. رقابتهاي المپيك 1972 مونيخ پايان راه مرد افسانه كشتي ايران در تيم ملي بود و وي با آسيب ديدگي مقابل حريف پانامايي وداع غم انگيزي با دنياي قهرماني داشت.عبدالله موحد الگوي فني كشتي گيران ايراني در ليست مشاهير كشتي ايران بهمراه مرحوم جهان پهلوان غلامرضا تختي در رتبه اول و در ليست مشاهير كشتي دنيا در قرن بيستم در جايگاه يازدهم قرار دارد.موحد علاوه بر ورزش در تحصيلات نيز مدارج ترقي را طي كرده است و يكي از كشتي گيران تحصيلكرده است كه دوره فوق ليسانس را در اواسط دهه 50 ميلادي در مدرسه عالي شميران پشت سرگذاشته و يكي از دانشجويان ممتاز اين دوره بوده است و پس از آن دكتراي خود را در رشته تربيت بدني اخذ كرد.پروفسور كشتي ايران كه هم اكنون در ايالات متحده آمريكا زندگي ميكند هيچگاه حاضر نشد در خارج از وطن مربيگري كند و هميشه پايبندي خود را به ايران عزيز نشان داده است .مرد افسانهاي كشتي ايران كه هر از گاهي به منظور تجديد ديدار با دوستان به وطن سر ميزند رمز موفقيت در كشتي را تمرينات مداوم ، جديت و اصل خواستن توانستن است ميداند.براي مرد بزرگ كشتي ايران آرزوي سلامتي و طول عمر داريم.
ابراهیم جوادی
ابراهیم جوادی علاوه بر کسب برنز المپیک 1972 مونیخ، چهار بار هم قهرمان جهان شد
ابراهیم جوادی در قزوین به دنیا آمد اما بیشترین سالهای عمرش را در کرج سپری کرده است.
تا پیش از دهه ۸۰ میلادی، خانواده های قهرمانان سرشناس کشتی ایران اغلب پر جمعیت بودند. خانواده جوادی هم ۱۲ نفره بودند.
ابراهیم جوادی به همین دلیل ناچار شد مدرسه را نیمهتمام بگذارد و پی دخل و خرج خانه باشد. گرچه پدرش هم کارمند وزارت راه بود.
از هر پنج برادرش کوچک اندامتر بود، اما زرنگ تر و پرتحرک تر از آنها بود. در بیست سالگیاش یک فاجعه در زندگی این خانواده رخ داد.
برادر ابراهیم در تمرینات کشتی دچار ضایعه نخاعی شد و از دنیا رفت. پس از این حادثه، مخالفت تمام اعضای خانواده با ادامه کشتی گرفتن ابراهیم طبیعی بود. او نیز مدتی دل و دماغ تمرین نداشت اما اصرار شادروان خجسته پور با این توجیه که برای گرامیداشت برادرت فقط با قهرمان شدن می توانی آرام بگیری، به تدریج رضایت او و خانواده اش جلب شد.
آنقدر ظریف و کوچکاندام بود که وزنش به وزن اولیهای کشتی (۵۲ کیلو) نمیرسید. سال های جوانی اش سپری می شد و او در مبارزه با رقبای سنگین تر نصیبی جز ناکامی نمی برد. جوادی از معدود ستارگان تاریخ کشتی ایران است که هیچ وقت قهرمان ایران نشد.
اما از بیست و شش سالگیاش بخت به او رو کرد زیرا فیلا تصمیم گرفت وزن ۴۸ کیلوگرم را به اوزان کشتی بیافزاید.
حالا با انگیزه های بیشتری تمرین می کرد. ممارست زیر نظر محمدعلی خجسته پور، ابراهیم جوادی را گزینه بی رقیب ۴۸ کیلوگرم ایران کرد.
قهرمانی در تورنمنتهای معتبر دان کلوف بلغارستان، جام تفلیس شوروی و جام تاتراس لهستان، در کنار مدال های جهانی، المپیک و قاره ای، او را به عنوان پرافتخارترین سبکوزن تاریخ کشتی آزاد ایران معرفی کرده است.
سه قهرمانی پیاپی جهانی
سه مدال طلای جهانی حاصل سه سال درخشان در کارنامه ابراهیم جوادی تا قبل از المپیک مونیخ بود.
در مسابقات جهانی سال ۱۹۶۹ در ماردل پلاتا برای اولین بار قهرمان دنیا شد. آنتونیو دالاچیو از آرژانتین که در کشتی فرنگی همان رقابت ها به رحیم علی آبادی باخته بود، در کشتی آزاد هم مقابل جوادی ضربه فنی شد.
جوادی سپس با رومان دیمیتریف سرشناس ترین رقیب دوران قهرمانیاش کشتی گرفت. قبل از مسابقات جهانی در جام تفلیس به او باخته بود اما این بار ۷-۲ برنده شد. جالب آن که پس از مسابقات جهانی، دوباره در جام تفلیس به دیمیتریف باخت.
در ادامه رقابت ها، دال کستل از آمریکا را با جشنواره ای از فنون ناب کشتی شکست داد و با برتری ۱۰-۰ مقابل اومهدا از ژاپن روی سکوی نخست ایستاد. "ابراهیم جوادی بالای سکو تنها به برادر جوانمرگ شده اش می اندیشید".
سال بعد در ادمونتون، نمایندگان ترکیه، آمریکا، بلغارستان و یونان را یکی در پی دیگری مغلوب کرد.
سپس مقابل رقیب اصلی اش رومان دیمیتریف گارد گرفت. دیمیتریف کشتی گیر تند و تیز و بسیار خوش تکنیک، اهل یاکوتیا، از سردسیر ترین نقاط شوروی، بود.
جوادی درباره این مسابقه می گوید: در کشتی را بسته بود و کلیدش را هم قورت داده بود. اما حوصله کردم و بالاخره گیر انداختمش. فن "دستتو" را زمانی زدم که دیگر فرصت جبران نداشت.
"برادر ابراهیم در تمرینات کشتی دچار ضایعه نخاعی شد و از دنیا رفت. پس از این حادثه، مخالفت تمام اعضای خانواده با ادامه کشتی گرفتن او طبیعی بود. اما اصرار شادروان خجستهپور با این توجیه که برای گرامیداشت برادرت فقط با قهرمان شدن می توانی آرام بگیری، به تدریج رضایت او و خانواده اش جلب شد"
ابراهیم جوادی با پیروزی ۱-۰ ، مانند سال قبل به مصاف اومهدا رفت و این بار ۱۸-۲ برنده شد تا دوباره قهرمان جهان شود.
در مسابقات جهانی ۱۹۷۱ صوفیه هتتریک کرد و برای سومین بار سرود قهرمانی جهان را سر داد. آنجا مسابقات در زمین فوتبال استادیوم واسیلفسکی برگزار می شد. ۴۰ هزار تماشاچی، کشتی هایی را نگاه می کردند که به تناوب زیر آفتاب و باران یا رگبار و رعد و برق به انجام می رسید.
جوادی از دو سال قبلی هم آماده تر بود. کشتیگیران اسراییل و چکسلواکی را ضربه فنی کرد. بازارگچا جامسرام از مغولستان و سرجیو گونزالس آمریکایی را با مرور فنون از پیش رو برداشت.
ماساهیکو اومهدا از ژاپن را برای سومین سال پیای و با اختلاف فراوان (۱۱-۱) شکست داد و سومین طلای جهانی را به سینه زد.
ماجرای مدال المپیک ۱۹۷۲ مونیخ
جوادی ۲۹ ساله شده بود و کمی سنگین تر از سال های پیش. به سختی خودش را سر وزن می رساند. در رقابت های انتخابی برای المپیک مونیخ در شگفت انگیزترین نتیجه کشتی ایران در سال ۱۳۵۱ شمسی، مغلوب علی اصغر اسلامی شد.
کشتی گیر چابک مازندرانی در سال ۵۰ هم قهرمان ایران شده بود. فدراسیون کشتی به ریاست تیمسار محمد مولوی در بد مخمصه ای گرفتار شد. آیا می شود قهرمان سه سال اخیر جهان را کنار گذاشت و کشتی گیری بی تجربه را برد مونیخ؟
علی غفاری سرمربی تیم ملی نه جوادی را برگزید و نه اسلامی را و راه سوم را ترجیح داد: تکرار مسابقات انتخابی.
جوادی که وزن زیادی کم می کرد با انگشت مصدوم، کرامت زرنگ از استان فارس را شکست داد و سپس از حسین بیطرفان گذشت. جوادی در آخرین کشتی به دشواری از علی اصغر اسلامی انتقام گرفت و مسافر المپیک شد.
اما فدراسیون کشتی تصمیم گرفت اسلامی را هم به عنوان کشتی گیر ذخیره راهی مونیخ کند.
اسلامی پیش از مسابقات جهانی باکو در یادآوری آن روزها گفت آخرین مصاحبه اش سال ۵۶ انجام شد و تا قبل از این مصاحبه (سال ۱۳۸۶) سی سال کسی از او سراغ نگرفت: "پنج سال رقیب جوادی بودم و فقط یک بار مرا برد. حق من بود در مونیخ کشتی بگیرم. در اردوها هم با من مثل غریبه ها برخورد می کردند. حالا در شهر خودم هم غریبه هستم و اگر بخواهم کشتی ببینم باید بلیت بخرم تا راهم بدهند داخل."
جوادی در مونیخ فقط سایهای بود از اعجوبه سال های پیشین. سرجیو گونزالس آمریکایی که سال قبلش با نتیجهای تحقیرآمیز از تشک بیرون رفته بود، این بار خودش هم باور نمی کرد که با دارنده سه مدال طلای جهانی به تساوی ۳-۳ رسیده.
گونزالس در دو کشتی بعدی با آلمان غربی و آلمان شرقی هم به تساوی رسید تا از دور مسابقات حذف شود.
جوادی در روز دوم و مقابل بازارگچا از مغولستان بهترین کشتی اش را گرفت و نایب قهرمان سال پیش جهان را در چهار دقیقه و ۹ ثانیه ضربه فنی کرد.
صفر بایگین از ترکیه نیز مقابل جوادی تسلیم محض بود و نیم پوئنه شد.
"در المپیک 1972 مونیخ کاروان ورزش ایران کسی طلا نگرفته بود و جوادی میخواست طلسم را بشکند. رقیب او اوگناین نیکولف از بلغارستان بود. جوادی دو سال قبل در ادمونتون مقابل نیکولف جوان پیروز شده بود. این بار اما دست نیکولف بالا رفت. این تنها شکست جوادی طی شش سال حضور در مسابقات قاره ای، جهانی و المپیک بود."
جوادی در روز چهارم، مقابل ماساهیکو اومهدا مغلوب همیشگی اش به دردسر افتاد و این بار ۱۰-۸ پیروز شد. در حالی که در سه نوبت قبلی با نتایج ۱۰-۰، ۱۸-۲ و ۱۱-۱ پیروز شده بود. یعنی او در سه دیدار قبلی با اومهدا فقط سه امتیاز از دست داده بود. این بار اما تا آستانه شکست پیش رفت.
جوادی سپس توانست ۷-۳ رومان دیمیتریف از شوروی را شکست دهد اما در نهایت همین دیمیتریوف بود که قهرمان المپیک مونیخ شد.
نوبت رسید به آخرین کشتی برای کسب مدال طلا. در کاروان ورزش ایران کسی طلا نگرفته و جوادی می خواست طلسم را بشکند. رقیب او اوگناین نیکولف از بلغارستان بود و داور مسابقه هم باتی از رومانی.
جوادی دو سال قبل در ادمونتون مقابل نیکولف جوان پیروز شده بود. این بار اما دست نیکولف بالا رفت. این تنها شکست جوادی طی شش سال حضور در مسابقات قاره ای، جهانی و المپیک بود. گرچه خودش می گوید در این کشتی هم بازنده نبود: "سناریوی قربانی کردنم را قبل از کشتی نوشته بودند. ۴-۳ بودیم اما دو تا از این امتیازات مربوط به اخطارهای غلطی بود که به من دادند. بعدش هم وقتی زیر گرفتم کنده کشید و سپس خاک شد. فتیله پیچ توی دستم بود اما داور سوت زد و نگذاشت اجرا کنم."
نیکولف اما با این پیروزی هم قهرمان نشد، چون با صفر بایگین به تساوی رسیده بود و به رومان دیمیتریف نیز باخته بود. به این ترتیب دیمیتریف با هدیه ای نفیس از بلغارستان روی سکوی قهرمانی ایستاد. نیکولف دوم شد و جوادی به مدال برنز قناعت کرد. روی سکو چنان غمگین بود که گویی مدال نگرفته و از دور رقابت ها حذف شده است.
خداحافظی در اوج
یک سال بعد در مسابقات جهانی ۱۹۷۳ تهران، ابراهیم جوادی به وزن ۵۲ کیلوگرم صعود کرد و در ۳۰ سالگی برای چهارمین بار قهرمان جهان شد.
تمام حریفانش تغییر کرده بودند و فقط اوگناین نیکولف با او به این وزن آمده بود.
جوادی که دیگر ناگزیر نبود صبح تا شب توی سونا وزن کم کند، قبراق و سرپنجه در استادیوم نصیری روی تشک آمد تا هنریک گال از مجارستان را ضربه فنی کند. ولادیسلاو استهجیک از لهستان نیز به سرنوشت حریف قبلی دچار شد.
جوادی سپس با حریف ژاپنی روبرو شد. این بار اما ماساهیکو اومهدا نبود تا برای پنجمین سال پیاپی با جوادی کشتی بگیرد. بلکه یوجی تاکادا نابغه ۱۹ ساله بود که با جوادی سرشاخ شد و ۱۰-۵ باخت.
تاکادا در تهران برنز گرفت اما بعدا ۵ بار قهرمان جهان و المپیک شد. او با برنز المپیک لس آنجلس خداحافظی کرد اما در سال ۱۹۹۰ در مسابقات جهانی توکیو دوباره به روی تشک بازگشت. جایی که مجید ترکان طلا گرفت و تاکادا در جدال با رقبایی بسیار کم سنتر از خودش، در رده هشتم ایستاد.
نماینده وزن دوم ایران در ورزشگاه نصیری، پس از برتری مقابل ژاپن حالا باید با کابوس گذشته خود در المپیک مونیخ یعنی اوگناین نیکولف از بلغارستان روبرو می شد: "وقتی به روی تشک آمدم تلخی های مونیخ برایم زنده شد. با تمام قوا جنگیدم و نیکولف را ۷-۱ شکست دادم. خیلی به دلم چسبید. جگرم که در المپیک سوخته بود در تهران خنک شد. تماشاگران هم این بار با شدت بیشتری نسبت به بقیه پیروزی هایم تشویقم کردند."
جوادی سپس علیرضا آلان از ترکیه را با ضربه فنی پشت سر گذاشت. اعجوبه سبک وزن ایرانی در آخرین دیدار آرسن الله وردیف از شوروی را سه اخطاره کرد تا بدون شکست و تساوی، برای چهارمین بار سکوی نخست جهان را فتح کند.
همان روز پرسپولیس و تاج هم در ورزشگاه آزادی بازی داشتند. رقابتی که به برتری ۶-۰ سرخپوشان انجامید اما دوربین های تلویزیون ملی آن بازی را ضبط نکردند. زیرا به خاطر اهمیت مسابقات جهانی کشتی آزاد و فرنگی، در ورزشگاه نصیری مستقر شده بودند.
فیلم مستندی که با صدای عطا بهمنش از آن رقابت ها به جا مانده نشان می دهد پس از قهرمانی جوادی، او را قلمدوش کردند. در وسط تشک به گردنش تاج گل انداختند و خداحافظی رسمی برایش برپا شد.
صنعتکاران مربی تیم ملی نیز تاج گلی به گردنش انداخت. افتخارات او از بلندگوی استادیوم روخوانی شد و جمعیت با هیجان تشویقش کردند.
اما جوادی فقط از رقابت های جهانی خداحافظی کرد. او در بازی های آسیایی تهران نیز روی سکوی قهرمانی ایستاد و تاکادا که حالا ۲۰ ساله شده بود به مدال نقره رسید.
البته یوجی تاکادا این بار به شدت رقیب سرشناس ایرانی اش را آزار داد و رقابتی برابر را با او به نمایش گذاشت. جوادی برای همیشه خداحافظی کرد و پرچم قهرمانی در این وزن را به تاکادا سپرد.
جوادی دو پسر دارد و یک دختر. در زندگی اقتصادی اش مدتی کارگاه تعویضروغنی و فروشگاه لاستیک داشت. زمانی هم در کار اجاره چرثقیل بود. امروز اما فروشگاه های پوشاک و لوازم ورزشی دارد؛ یکی در کرج و دیگری در میرداماد تهران.
در المپیک مونترال مربی تیمملی بود. در مسابقات جهانی سوئیس و توکیو هم مثل المپیک بارسلون از جمله دستیاران منصور برزگر بود.
او سالها ریاست هیات کشتی کرج را برعهده داشت و در سه دهه اخیر بارها در کمیته های فنی ایفای نقش کرده است.
در دوران ریاست محمدرضا یزدانی خرم از جدی ترین منتقدان او بود و در مصاحبه هایش تاکید می کرد که رییس جدید، با فرهنگ کشتی بیگانه است. اما در ماه های آخر ریاست یزدانی خرم و با نتایج خوبی که کشتی ایران گرفت، جوادی نیز از سلک منتقدان یزدانی خرم خارج شد.
ابراهیم جوادی در رقابت های جهانی ۲۰۱۱ استانبول توسط رافائل مارتینتی رییس فدراسیون جهانی کشتی به عنوان عضو جدید تالار افتخارات فیلا معرفی شد.
![]()
امامعلي حبيبي در 5 خردادماه سال 1310 در
يكي از روستاهاي شهر بابل متولد شد . ورزش را با كشتي محلي لوچو آغاز كرد و
سپس يادگيري فنون كشتي را درسال 1331 در پادگان گرگان آغاز نمود و در شهر
قائم شهر زير نظر اسكندر عليآبادي آموزش خود را پيگيري نمود . پس از
قهرماني در مسابقههاي انتخابي مازندران در سال 1332 در رقابتهاي قهرماني
كشور شركت نمود و عنوان چهارم وزن 72كيلوگرم را بدست آورد. سال 1333 هم به
مقام چهارم رسيد ولي با قهرماني در سالهاي 1335 و 1337 در تهران، 1338 در
شيراز و 1339 در رشت قهرمان كشور شد و براي شركت در اولين تورنمنت خارج از
كشور خود عازم رقابتهاي بينالمللي تركيه شد ولي در وزن 67 كيلوگرم به
موفقيتي دست نيافت .
بازيهاي المپيك 1956 ملبورن اوج درخشش ببر
مازندران بود كه عليرغم تب شديد مدال طلاي اين رويداد بزرگ را در وزن 67
كيلوگرم بدست آورد . امامعلي حبيبي در مسابقات جهاني تهران در سال 1959 دو
تن از بزرگان كشتي دنيا بالاوادزه از شوروي سابق و اسماعيل اوغان از تركيه
را مجموعاً در كمتر از 3 دقيقه ضربه فني كرد .
در
دوران حضور در عرصه كشتي به سريعترين كشتيگير جهان معروف شد و در سال
1961 در رقابتهاي جهاني يوكوهاما بالاتر از موروزوف از شوروي و كانهكو از
ژاپن براي دومينبار روي سكوي نخست جهان ايستاد، در اين سال تيم كشتي ايران
به مقام قهرماني دست يافت.
حبيبي با كسب مدال طلاي رقابتهاي
جهاني 1962 توليدو براي هميشه از دنياي دايره طلايي خداحافظي كرد . وي
علاوه بر 4 طلاي جهان و المپيك موفق به كسب مدال طلاي بازيهاي آسيايي 1958
توكيو شد .
حبيبي پس از پايان دوره قهرماني مدتي به مربيگري
پرداخت ولي پس از آن وارد عالم سياست شد و در دورهاي هم به عنوان نماينده
مردم بابل در مجلس شوراي ملي حضور داشت.
امامعلي حبيبي قهرماني
است كه در كوتاهترين زمان قهرمانان بزرگي همچون بالاوادزه را با فنون
يكدست و يكپا و سرته يكي به زمين ميزد و پس از گذشت 50 سال هنوز
كشتيگيري نتوانسته با آن سرعت و تبهر فنون زيباي كشتي را به نمايش بگذارد .
بلور و اريكان از مربيان وي در تيم ملي بودند و وي با
كشتيگيراني نظير جهان پهلوان غلامرضا تختي و محمدعلي صنعتكاران و محمد
ابراهيم سيفپور ، منصور مهدي زاده ، حميد توكل ، رضا قليچخاني و برادران
ملاقاسمي هم دوره بوده است.
حبيبي هم اكنون در باغ شخصياش در
اطراف قائمشهر زندگي ميكند و مدتي از سال را نيز براي ديدار با اعضاي
خانواده به آمريكا ميرود .امامعلي حبيبي كه هميشه قلبش براي مملكت ميتپد
در رقابتهاي جهاني 2007 باكو لوح مشاهير فيلا را دريافت كرد .

شادروان
تختي در مصاحبه اي با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجواني اش مي گويد" با
آن که علاقه فراواني به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوي کاري
برآيم. زندگي ، نان و آب ، لازم داشت. براي مدتي به خوزستان رفتم و در
ازاي روزي هفت يا هشت تومان، کار کردم. دنيا در حال جنگ( جنگ جهاني دوم)
بود، زندگي به سختي مي گذشت."
درخشش
خيره کننده تختي در رقابت هاي کشتي هلسينکي که در نخستين حضوراو در
مسابقه هاي قهرماني جهان در فاصله کمتر از دو سال از ورودش به ميادين
ورزشي داخلي اتفاق افتاد، بيش از هر چيز نمايانگر ايمان و تلاش و اراده
کم نظير تختي و همچنين استعداد و مهارت فوق العاده او در زمينه کشتي
بود.
پهلوان
ايران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه کشتي گرفت و نتايجي که
به دست آورد با توجه به آن که با وزن 92 کيلوگرم به مصاف کشتي گيران فوق
سنگين رفته بود، در مجموع غيرقابل قبول نبود.
تيم
ملي کشتي آزاد ايران که در رقابت هاي تهران با اکتفا به دو مدال طلاي
غلامرضا تختي و امامعلي حبيبي با وجود برخوردي از امتياز ميزباني در حفظ
عنوان سومي سال هاي قبل نيز ناموفق بود در هفدمين دوره بازي هاي
المپيک( ايتاليا،1960) تا مکان پنجم رده بندي سقوط کرد. تختي کاپيتان
تيم ملي و پرتجربه ترين کشتي گير ايران که در اين رقابت ها در وزن هفتم
به ميدان رفته بود، پس از پيروزي در پنج ديدار با در مسابقه نهايي با
قبول شکست در برابر "عصمت آتلي" از ترکيه به گردن آويز نقره دست يافت.
جهان
پهلوان تختي به هنگام عزيمت به آخرين سفر خود، در ميان خيل عظيم مردمي
که براي بدرقه او و همراهانش آمده بودند در گفت و گو با خبرنگار" کيهان
ورزشي" گفت: هيچ چيز نمي تواند مرا خوشحال کند، پول، مدال طلا، عشق و
حتي عشق.
پس
از تختي قهرمانان بسياري بودند که با کسب چند مدال جهاني و تقليد
ازحرکت هاي مردمي تختي سوداي دستيابي به موقعيت بي بديل او در
سرپروراندند و چند صباحي به مدد تبليغات و جنجال هاي مطبوعاتي رداي جهان
پهلواني را بر تن کردند اما هيچگاه نتوانستند به خانه هاي روشن و پاک
دل مردم راه پيدا کنند عشق و ارادت خالصانه توده هاي معتقد و مذهبي به
اين " سلاله بي فخر و تبار برخاسته از تن درد و رنج و محروميت" خود آن
چنان عميق و ريشه دار و آگاهانه است که حتي نيش گزنده آن" دروغ بزرگ "
هم نتوانسته است، کوچکترين خللي در آن ايجاد کند.
شاه
حسيني يکي از دوستان نزديک تختي ضمن بيان خاطره يکي از ديدارهاي خود با
وي از قول جهان پهلوان نقل مي کند:" اومدن به من مي گن حالا که بعضي از
آقايون ورزشکار فيلم بازي کردن و از نظر مال و تمول، شارژ شدن، تو هم
بيا پول کلوني بگير و تو يکي دو تا فيلم بازي کن. من بهشون گفتم آقا از
من اين کارها ساخته نيست. ما اگر پول مي خواستيم از طريق مشروع ترهم مي
شد."
مردمداري
و دستگيري نيازمندان يکي ديگر از خصايص بارز جهان پهلوان بود که در اين
مورد حکايت هاي بسيار زيادي نقل شده است. بابک فرزند پدر ناديده که
تختي را از وراي انبوه سخنان و خاطرات مردم بازشناخته است در اين مورد
مي گويد:" از دستگيري هاي تختي خاطره خيلي زياد است. از کمک به يک زن و
مرد فلج که تازه ازدواج کرده بودند تا دکه مطبوعاتي خريدن براي يک جوان
بيکار و... مي گويند هر وقت کادويي از طرف راه آهن- محل کارش- يا بقيه
سازمان ها ودستگاه ها مي گرفت، بدون اينکه آنها را بازکند به کساني مي
داد که ناگفته سرپرستي شان را به عهده داشت بعد از شب هفت، يکي از
دوستانش مي بيند که پِيرزني در راهروهاي فدراسيون کشتي مي گردد. از او
مي پرسد:" مادر چي مي خواي؟ دنبال کي مي گردي؟" پيرزن مي گويد:" والله
نمي دونم دنبال کسي مي گردم که قد و قواره اش به پهلوونها مي خوره او
ميومد به من کمک مي کرد، چند وقتيه که پيدايش نيست، گفتم شايد بتوانم
اينجا ازش خبري بگيرم."
شهريور
ماه 1341 چند روز پس از زلزله ويرانگر" بويين زهرا" پهلوان و چندنفر از
دوستانش در حالي که اخبار و تصاوير ساکنان مصيبت زده و ويرانه هاي
مناطق زلزله زده را در روزنامه نگاه مي کردند، ضمن صحبت هايشان در مورد
علت کم بودن کمک هاي مردمي و بي توجهي مردم به مراکز جمع آوري اعانه راه
اندازي شده در شهر بحث مي کردند . بعضي از دوستان تختي معتقد بودند که
مردم توجهي به مصيبت هموطنان خود ندارند و حاضر نيستند کوچکترين کمکي به
آنها بکنند. پهلوان، اين سلاله پاک مردم، که به عمق مهرباني و ايثار
هموطنان پاک نهاد خود و ميزان بي اعتمادي و انزجار آنها از " خودکامگان
حاکم" واقف بود، مي گفت: علت بي توجهي مردم به اين مراکز کمک رساني،
نداشتن اطمينان به حکومت و کساني است که معرکه گردان اين جريان شده اند.
پيش کشيده شدن اين بحث و مخالفت يکي از دوستان تختي با نظر او ناگهان
فکري را به ذهن پهلوان انداخت. تختي تصميم گرفته بود که خود وارد اين
ميدان شود البته نه براي اثبات گفته هايش بلکه" براي اين که به هر حال
يک نفر بايد وسط بيفتد و سبب خير شود."
پيرزن
همين که سرخ شدن صورت پهلوان را ديد به گريه افتاد، اما چشم هايش را به
تندي با گوشه لچکش پوشاند و عقب عقب خودش را از جمع مردم بيرون کشاند و
رفت."
نویسنده این وبسایت کشتی گیر جوان کشورمان سید میثم رمضانی است و برای خدمت رسانی به کشتی گیران تمام دنیا طراحی شده است.